خبرگزاری مهر، گروه استان ها - سید رسول منفرد: محمد تجدد چندین ماه در سختترین و ناامیدکنندهترین شرایط جسمی، دوام آورد تا روز ولادت سیدالشهدا (ع) برسد، گویی از ابتدا منتظر بود. «خوشا به حالش». این را بزرگی در وصف اینگونه کوچ او گفت. متولد ۵۸ بود و هنوز جوان بهحساب میآمد، اما عمر فعالیتهای هنریاش، سهدهه را پر کرده بود. با تجربه و پراندوختهتر از سنش.
نمیشود از محمد تجدد گفت و مسئله مندی او نسبت به بچهها را ندید. او از گذشته دورتری که «عموخندان» تلویزیون استانی بود تا بعدتر که «گربه آوازه خوان» را نوشت و «افسانه کلاغ» و «قصه محله پاک» را کارگردانی کرد تا همین اواخر که اولین جشنواره تئاتر کودک گیلان را برای این نسل دبیری کرد بچهها را در اولویت میدانست.
میگویند ابتدا با مداحی و قرآن شناخته میشد و همچون خیل هم دورهایهایش، استعداد هنری او آنجا شکوفا شد و سپس به شاخههای دیگر رسید. اکنون محمد را بیش از همه به تئاتر و رادیو و تلویزیون میشناسند اما هیچگاه قرآن و اهل بیت (ع) در کارهایش حتی کمرنگ نشدند و همواره موضوع نخست باقی ماندند. شنیدن نام محمد تجدد همانا و متبادر شدن یاد نمایشهای «مولای عشق» و «بانوی بینشان» همانا؛ از رشتِ فاطمه اخری (س) تا کربلای حسین علی (ع). محمد تجدد یعنی تعزیه، یعنی که روحالقدس مدت مدیدی در کنارش بود.
بهرغم چالشهای وضعیت مالیاش، کاری کرد که هیچ جوره نشود مصادرهاش کرد و جز سرباز هنری ایران حسینبن علی (ع)، نتوان تعبیر دیگری برایش بهکار برد. الان نه، او زمانی مرز خودش و چند چهره هنری را فریاد زد که هنوز آنها قربانصدقه رژیم کودککش منطقه نرفته بودند و در جنگ۱۲ روزه، خودشان را مقابل مردم ایران قرار نداده بودند. این هنرمندی محمد تجدد بود
در جنگ غزه، او آنتن رادیو را هم به معرکه آورد و از میدان شهرداری رشت، برنامهای را زنده اجرا و مخابره میکرد. سکوت نکرد و سمت شرافت و جوانمردی ایستاد و تئاتری اجرا کرد. همانطور که سالها قبلتر سمت «بچههای خرمشهر» ایستاده بود.
روی هنرمندان وفادار به ایران غیرت داشت، آنقدر جدی و شدید که نظیرش کم پیدا میشود و قابلیت تدریس دارد. به همه، از مدیر تا هنرمند، نشان داد که چگونه سر هنرمند ایرانی غیرت نشان دهید. با اطمینان و تمام قد در دفاع از پروانه معصومی خطابه خواند و گفت: «ما قدر هنرمندی که پای این کشور میایستد میدانیم» و این بسیار فراتر از مسئولیتش در کانون بسیج هنرمندان رشت بود.
از او اسطوره نمیسازیم، اما جوانمردی و شرافتش را میگوییم. خودش بود و فیلم بازی نمیکرد. حتی او که با محمد زاویه داشت نمیتوانست صداقت و صراحتش را تحسین نکند. ما چنین محمدی را از دست دادهایم. خطابهها و باورهایش با ما میماند، به ویژه برای روزهای حساس سرزمین پرافتخار و جوانمردپرورمان.
به او درود میفرستیم و یا حسینگویان، زیر سایه پرچم ایران با او وداع میکنیم. چه خوش عاقبتی است بدرقهای چنین. لیاقت داشته باشیم و نصیب ما هم بشود. برای او فاتحهای بخوانید و برای صبوری مائده ۱۲ سالهاش دعا کنید.


نظر شما